هاني يكساله شد (90/11/5)
هاني يكساله شد ، اما نه خوابش تنظيم شد و نه فضولياش كم شد . امروز ٩٠/١١/٠٥، ماماني منو آماده كرد كه ببره واكسن بزنم و بعد از اون برم عكاسي تا يك عكس خوشگل از روز تولدم بندازم . (آخه ما اينجا آتليه ماتليه نداريم ) اما ماماني طبق تجربه اي كه قبلا از واكسن زدنم داشته به ذهنش رسيد كه ممكنه بعد از واكسن اينقدر گريه كنم كه ديگه حال و حوصله اي واسه عكس انداختنم نمونه و به محض رسيدن خونه خوابم ببره پس واسه همين تصميم گرفت اول منو ببره عكاسي عكسامو بگيرم بعد برم واكسن بزنم مثل هميشه از خواب كه پا شدم زير چشام پف كرده و وقتي رفتم عكاسي ، عكاس گفت : مشخصه تازه از خواب پا شده ، بهتر نيست بري يك ساع...
نویسنده :
از زبان هاني
9:37









